» مرد؟
» لبخند پشت خاکریز
» اس ام اس ولادت امام زمان (ع)
» مناجات با امام زما(ع) حاج حسین خلج
» آیت الله جوادی آملی:بانک ربوی توان اقتصاد مقاومتی را ندارد
» زندگی نامه شهید همت
» جمشید جان شهادتت مبارک
» آزادی مرزبانان ایرانی
» دستی در خاک، دستی در باد
» خاطره ای از فرمانده شهید مهدی باکری
درباره ما

پیوندهای روزانه
دیگر امکانات

عشقی که زندگی می بخشد

همین الان می خواهم به محک کمک کنم

اهدای عضو اهدای زتدگی ثبت نام کارت اهدای عضو همین حالا

آسایشگاه خیریه کهریزک

کمک به مددجویان

سایت نوحه
یالثارات الحسین(ع)
كد لوگوي ما

پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» ()
تبلیغ محرم 2
+ نویسنده بنده خدا در ۱۳٩٢/٩/٤ | نظرات ()

تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن در محضر مرحوم حاج آقای بهجت (٢)


 

 
نقل کرده اند: در اثر یک منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. کسى که این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است

 

{اهمیت منبر، روضه و عزاداری و شرایط آن}

 

مستحب و هزار واجب !

معلوم مى شود نماز شب، مستحبى است نظیر روضه خوانى، که وقتى در زمان رضاخان منع کردند، یکى از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالکریم حایرى - رحمه الله - به ایشان عرض کرد: چیزى نیست، روضه خوانى یک عمل مستحب است که پهلوى آن را منع کرده است. حاج شیخ - رحمه الله - فرمود: بله مستحبى که هزار واجب در آن است.

خدا مى داند که چه قدر احکام واجب و چه چیزهایى از حالات، سیره و کلمات سیدالشهداء و سایر معصومین - علیهم السلام - که در مقدمه روضه نقل مى شود، سبب تقویت دین و موجب افزایش ایمان مردم است! [7]

 

افضل مستحبات

حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - به نماز شب بسیار معتقد بود و بیش از سایر مستحبات به آن اهمیت مى داد، به خلاف مرحوم سید بحرالعلوم که صبر مى کرد تا هوا مقدارى روشن شود و آن گاه نماز صبح را مى خواند. حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - در اصفهان، درست اول فجر نماز صبح را به جماعت اقامه مى نمود؛ با این که اگر نماز جماعت را به تأخیر مى انداخت، افراد بیشترى حاضر مى شدند؛ ولى ایشان دستور مى داد دو عادل بالاى مناره بروند و پس از مشاهده طلوع فجر، بلافاصله اذان صبح بگویند. به ایشان گفتند: چرا مقدارى صبر نمى کنید تا جمعیت زیادى براى درک فیض جماعت حاضر شوند؟ در جواب فرمودند: در میان مستحبات، افضل از نماز شب سراغ ندارم. لذا ایشان براى این که مردم نماز شب را به جا آورند، این چنین چاره اندیشى نموده بود که به دو نفر شخص عادل دستور داده بود تا به طور دقیق وقت فجر تعیین شود و کسانى که در نماز جماعت حاضر مى شوند، پیش از فجر بیدار شوند و نماز شب بخوانند؛ بدین ترتیب، قطعا کسانى که در نماز جماعت ایشان شرکت مى کردند نماز شب را هم مى خواندند و با این کار مردم را به نماز شب وادار مى کرد.

بنده، خیال مى کنم فضیلت بُکاء [= گریه] بر سیدالشهداء بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب، عمل قلبى صرف نیست بلکه کالقلبى است، ولى حزن و اندوه و بُکاء، عمل قلبى [8] است به حدى که بُکاء و دمعه [= اشک چشم] از علایم قبولى نماز وَتر است. [9]

 

اثر یک منبر

نقل کرده اند: در اثر یک منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. کسى که این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است ، زیرا در روایت آمده است :

لأن یهدى الله على یدیک رجلا، خیر مما طلعت علیه الشمس و غربت [10]

اگر خداوند، یک نفر را به وسیله تو هدایت کند، قطعا بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى کند، خواهد بود. خدا مى داند هدایت نفوس چه قدر ارزش دارد. البته نباید از اولِ کار، چنان بارِ تکلیف را سنگین کرد که طرف مقابل از مذهب بیزار گردد و «أدخله فى شىء، أخرجه منه» [11] او را از آن چیزى که در آن وارد نموده بود، خارج کرد، صدق کند؛ بلکه باید با رفق و مدارا رفتار نمود.

در هر حال مرحوم آقا میرزا حبیب الله رشتى [12] که خیلى معتقد بوده و از روى ایمان، مطالب را تحصیل مى کرده است پیشانى آن آقا [= عالمِ مذکور در صدر حکایت] را بوسید و گفت: «حاضرم همه ریاضت هایى را که کشیدم به تو بدهم و در عوض، ثواب این یک منبر را به من بدهى».

خدا کند آثار قیّمه [= پر ارزش] و گرانبهایى را که بالوارثه داریم [= به میراث داریم]، اختیارا از دست ندهیم و گرگ ها از دست ما نگیرند! [13]

                                                                                                                                           

{نکاتی در نقل مطالب و وقایع} بیان یقینیات

در وقت تبلیغ، باید سعى کنیم یقینیات قرآن و عترت را نقل کنیم و به مسموعات [= شنیده های] خود، بدون مراجعه به دلیل یا کتاب، اکتفا نکنیم، و حداقل به همان کتابى که از آن نقل مى کنیم، استناد دهیم.

وقتى ما وارد کربلا شدیم، مرحوم آقا میرزا هادى خراسانى - که بعد از مرحوم آقا سید محمد کاظم یزدى شایسته مرجعیت بود ولى قبول نکرد که مرجع بشود - فوت کرده بود، ولى چه آثار و برکاتى از ایشان نقل و ذکر خیر مى شد که چگونه در مقتل حسینى - علیه السلام - و دیگر موضوعات، مطالب را با دقت نظر و با استناد به دلیل بیان مى کرده است. [14]

آقا میرزا هادى خراسانى (رحمه الله):

وقتى ما وارد کربلا شدیم ، در کربلا و نجف در زمینه مَقاتل ائمه - علیهم السلام - و موضوعاتى که مورد یقین نبود، نظرات آقا میرزا هادى خراسانى - رحمه الله - معتبر و مسموع و قابل قبول بود، چرا که نظر خود را در مطالب اختلافى با ادله محکم و مستدل بیان مى کرد و این مسأله از عجایب و غرایب بود.

از جمله، اهل منبر، جریان طفلان مسلم، و چگونگى شهادت آن دو بزرگوار را از قول او نقل مى کردند.

متأسفانه با آن همه زحمات و جمع آورى اسناد و دقت در گفتار و با این که ایشان در اعلمیت، حایز مقام مرجعیت بودند، اصلا معلوم نیست، مطالب ایشان، گفتارها و دست نوشته هایش ضبط و جمع آورى شده باشد. [15]

 

منبر فقط با روایت

در مدرسه شیرازى سامرا که بغدادى ها و اهالى کاظمین در سوم رجب (روز وفات امام هادى - علیه السلام-) روضه داشتند، واعظى پیرمرد - که سیدى لاغر اندام، بلند بالا و مورد اهمیت فراوان بود - به منبر رفت، واقعا منبرى بود، تمام منبر او روایات بود! بنده نه قبل از او، و نه بعد از او مانند او را ندیده ام. از اول تا آخر سخنرانى اش، کلمه اى غیر از روایت در منبر نگفت و خیلى تحفّظ داشت [= مراقب بود] که از روایت، تعدّى  نکند [= تجاوز نکند و پا را فراتر نگذارد]. هرگاه روایتِ مشکل مى خواند، بلافاصله با روایتى دیگر، آن را توضیح و شرح مى داد و معناى روایت را نیز با روایت بیان مى کرد. نوعاً هم به تناسب، روایات کوتاه و قصار مى خواند. واقعاً کمال است که انسان یک ساعت صحبت کند و از خود هیچ نگوید! و الان تعجب مى کنم که او مصیبت را چگونه خواند!

بله، عکسش را هم دیده ایم که در منبرى حتى یک روایت هم نبود، جز این که آمریکا چنین و شوروى چنین! ما هنوز خوابیم، چه طور نعمت هایى را که در اختیار داشتیم [= قرآن و عترت و علماى دین ] به واسطه ناسپاسى و کفران از دست دادیم. مگر این که از اروپا براى ما خبر بیاید که آن چه در خانه دارید، گنج است! [16]

 

منبر با کتاب

رسم بر این است که اهل علم و روضه خوان ها در بالاى منبر مطالب را از روى کتاب نخوانند، و این [= رسمِ نخواندن از روی کتاب]، خلافِ احتیاط است، مخصوصا در نقلِ روایات و به خصوص در ماه رمضان.

مى شنیدیم که مرحوم آقاى حاج شیخ عباس قمى [17]، هنگامى که در مشهد اقامت داشت، در بالاى منبر از روى کتاب مى خوانده، ولى در نجف اشرف بدون کتاب منبر مى رفته است.

آقا شیخ مهدى واعظ خراسانىِ  معروف - رحمه الله - که در این کار متبحر بود، و در زمان رضا پهلوى از ایران خارج شده بود و در مدرسه ما [= مدرسه سید محمد کاظم یزدى واقع در نجف اشرف] حجره داشت ، بعد از هفتاد سال سابقه کار، براى رفتن به منبر، مقید به مطالعه بود، مانند مدرّسى که مى خواهد درس بدهد!

هیچ کارى نیست که احتیاط در آن، پشیمانى در پى داشته باشد. [18]

 

دقت در نقل

در نقل جریانات امام حسین - علیه السلام - خیلى باید دقت شود، چه بسا بسیارى از آن چه گفته مى شود درست نباشد، هرچند عَیانِ آن چه واقع شده، فجیع تر از سماع آن است! به عکس جهان آخرت است، که عَیانِ آن، بهتر و لذت بخش تر از سماع آن است. [19]

مصیبت هاى واقعى، از دروغ هایش بیشتر است !

از آن آقاى مرجع - حالا راست است یا نه ، نمى دانم - نقل کرده اند که «اصل در روایاتِ معجزات، کذب است». روایات معجزات، کذبش هم دون ما هو الواقع است [=دروغش از آن چه رخ داده ، کمتر است]. کذب، خیلى داخل فضائل امیرالمۆمنین است، ولى هر کذبى بخواهند بگویند، از واقعِ امر، کمتر است. بهتر همان است که بگوییم: «همانى که خودشان، براى خودشان معتقدند، ما هم بر آن معتقد هستیم».

قضایاى سیدالشهداء - علیه السلام - هم همین طور است. واقعش ‍ [= مصیبت هاى حقیقى] از همه این اکاذیب، بالاتر است. واقعش، چیزى است که مسلمان ها در خواب نمى دیدند! حتى بعضى از افراد مهمِ آن زمان گفتند: «فعلوا؟!» [یعنى آیا] راستى این کار شده است ؟!

ولى تا ممکن است، انسان باید از مدارک صحیح، خارج نشود. [20]

                                                                                                                                        

{دقت درحواشی مسائل ترویجی} بلندگوها!

بلند کردن صداى بلندگوهاى مساجد و روضه خوانى ها، اگر به اندازه اى باشد که هرکس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشکال ندارد. در غیر این صورت، یعنى اگر بلند کردن صداى بندگو به اندازه اى که هر کس بخواهد بخوابد، نتواند بخوابد، خلاف سیره متشرعه است؛ زیرا ممکن است در اطراف مسجد یا تکیه، فردى مبتلا به مرض قلبى باشد و یا شخصى غیر مریض، در اطراف باشد که بخواهد فرداى آن روز سر کار برود و نتواند بخوابد، آیا مزاحمت او که مى خواهد روزى عایله [= زن و بچه و نان خور ها] خود را تأمین کند، اشکال ندارد؟!

اگر انسانِ مسلمان، بخواهد متمدن به تمدن اسلام باشد و دیگران را به حقایق اسلام دعوت کند، یا افراد مسلمان را در اسلام برقرار و ثابت نگاه دارد که به بلاد مختلفه کفر فرار نکنند، باید کاملا حقوق و حدود اسلامى را بشناسد و به آن ها عمل کند. شاید ایجادِ این گونه مزاحمت ها، حتى براى فردِ غیر مسلمان هم از ما جایز نباشد.

با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامى، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمان ها گرایش پیدا مى کنند. [21]


 

پی نوشت ها:

[7] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 218.

[8] در روایت، از امام جواد - علیه السلام - آمده است: القصد الى الله تعالى بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال؛ آهنگ خدا نمودن با دل، از خسته کردن اعضا و جوارح با أعمال (غیر قلبى) رساتر است.

بحارالانوار 67: 60 و 75: 363؛ کشف الغمة 2: 368.

[9] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 216.

[10] الکافى 5: 28 و 36؛ التهذیب 6: 141؛ وسائل الشیعة 15: 42؛ بحارالانوار 21: 361 و 97: 34.

[11] الکافى 2: 42؛ وسائل الشیعة 16: 160، بحارالانوار 66: 161.

[12] فقیه بزرگ، حبیب الله بن محمد على نجفى رشتى (1312 - 1234)، صاحب تألیفات بسیار، از جمله بدایع الافکار.

[13] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 130.

[14] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 130

[15] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 49.

[16] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 251.

[17] شیخ عباس محمد رضا قمى (1359 - 1294): صاحب «مفاتیح الجنان» و تألیفات دیگر.

[18] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 59.

[19] شنیدن کى بود مانند دیدن! در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 130.

[20] گوهرهاى حکیمانه : 65.

[21] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 22.

منبع: پایگاه اینترنتی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت – قدس سره -

http://bahjat.org/index.php/2011-11-17-06-56-5/ya-hussain.html

تنظیم:محسن تهرانی-گروه حوزه علمیه تبیان




 


برچسب‌ها: محرم, تبلیغ, نکته, محضر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به وبلاگ یالثارات الحسین می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...