» مرد؟
» لبخند پشت خاکریز
» اس ام اس ولادت امام زمان (ع)
» مناجات با امام زما(ع) حاج حسین خلج
» آیت الله جوادی آملی:بانک ربوی توان اقتصاد مقاومتی را ندارد
» زندگی نامه شهید همت
» جمشید جان شهادتت مبارک
» آزادی مرزبانان ایرانی
» دستی در خاک، دستی در باد
» خاطره ای از فرمانده شهید مهدی باکری
درباره ما

پیوندهای روزانه
دیگر امکانات

عشقی که زندگی می بخشد

همین الان می خواهم به محک کمک کنم

اهدای عضو اهدای زتدگی ثبت نام کارت اهدای عضو همین حالا

آسایشگاه خیریه کهریزک

کمک به مددجویان

سایت نوحه
یالثارات الحسین(ع)
كد لوگوي ما

پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» ()
روایاتی درباره امامت حضرت رضا علیه السلام
+ نویسنده بنده خدا در ۱۳٩٠/٧/۱٦ | نظرات ()

روایاتی درباره امامت حضرت رضا علیه السلام

 

 

محمدبن اسماعیل بن فضل هاشمی می‌گوید که:

«نزد امامموسی کاظم علیه السلام رفتم در حالی که ایشان به شدت مریض بودند. به حضرت عرض کردم: اگر خدای ناکرده برای شما اتفاقی بیفتد - خدا آن روز را نیاورد - به چه کسی رجوع کنیم؟ فرمود: به فرزندم علی. نوشته او،‌ نوشته من است، و او وصی و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود.(1)


 

 

علی بن یقطین گفت:

«نزد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام بودم و فرزندش علی نیز حضور داشتند، امام فرمودند: ای علی! این پسرم آقا و سرور فرزندان من است، کنیه خودم را به او عطا کردم. علی بن یقطین گوید: هشام که این مطلب را شنید با دست بر پیشانی خود زد و گفت امامکاظم علیه السلام با این سخن،‌ خبر فوت خود را به تو داده‌اند.(2)

 

حسین بن نعیم صحاف گفت:

«من و هشام ابن الحکم و علی بن یقطین در بغداد بودیم که علی بن یقطین گفت: من نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام‌ بودم که فرزندش «رضا» علیه السلام وارد شدند، امام کاظم علیه السلام فرمودند: علی! او، ‌آقا و سرور فرزندان من است و من کنیه خود را به او عطا کردم؛ حسین بن نعیم ادامه داد:‌ در این موقع هشام با دست بر پیشانی خود زد و گفت: ای وای! چه گفتی؟ علی بن یقطین گفت: «به خدا قسم، همان چیزی را که برایت گفتم، از ایشان شنیدم.» هشام گفت: «قسم به خدا که حضرت با این سخن، در واقع به تو خبر داده‌اند که امامت بعد از ایشان، در حضرت رضاعلیه السلام است.»(3)

 

علی بن یقطین گفت:

«حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بدون این که من از ایشان چیزی سئوال کنم به من فرمودند،‌ او فقیه‌ترین و عالم‌ترین فرزند من است – و با دست خود به حضرت رضاعلیه السلام اشاره کردند.(4)

 

منصوربن یونس برزج گفت:

روزی نزد امامکاظم علیه السلام رفتم، حضرت فرمودند:‌ منصور! می‌دانی امروز چه کرده‌ام؟ عرض کردم:‌ خیر،‌ فرمودند: فرزندم «علی» را وصی و خلیفه ‌بعد از خود قرار داده‌ام. نزد او برو و به او تبریک بگو و نیز بگو که من تو را به این کار دستور داده‌ام. منصور ادامه داد: من نیز همین کار را کردم.(5)

 

داوود بن کثیر گفت:

«به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم، فدایت شوم،‌ اگر برای شما اتفاقی بیفتد به چه کسی رجوع کنم، فرمود: به فرزندم موسی». داود بن کثیر ادامه می‌دهد: ‌«سپس آن اتفاق افتاد و من به خدا قسم در مورد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ذره‌ای شک به خود راه ندادم پس حدود سی سال گذشت، به نزد امام کاظم علیه السلام آمدم و عرض کردم: فدایت شوم! اگر برای شما اتفاقی افتاد به چه کسی مراجعه کنم؟ فرمود به فرزندم علی. داود گوید: «پس آن اتفاق افتاد و من در مورد حضرت رضاعلیه‌السلام لحظه‌ای و ذره‌ای شک به خود راه نداده‌ام.(6)

 

جابر جعفی

از امام باقر علیه السلام درباره تاویل آیه شریفه «ان عدة الشهور عندالله اثنا عشر شهراً...» پرسید: امام علیه السلام نفس عمیقی کشید، آنگاه فرمود: ... دوازده ماه، امامان هستند. در این حدیث نیز از امام علی بن موسی علیه السلام با لقب «رضا» یاد شده است.

 

داود رقی می‌گوید:

«به حضرت امام کاظم علیه السلام عرض کردم. پدرم فدای شما! من پیر شده‌ام و می‌ترسم برایم اتفاقی بیفتد و دیگر نتوانم شما را زیارت کنم، لطفاً بفرمایید امامبعد از شما کیست؟ حضرت فرمودند:‌ پسرم علی.(7)

 

عباس نخاس اسدی می‌گوید:

به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: ‌شما امام این زمان هستید؟ فرمود: بله – به خدا – امامتمام انس و جن.(8)

 

سلیمان بن حفص مروزی می‌گوید:

«نزد امام ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتم و می‌خواستم درباره حجت الهی و امامبعد از ایشان سئوال کنم، حضرت به من نگاهی فرمودند و بدون این که من مطلبی سئوال کنم فرمودند: سلیمان! علی پسر و وصی من است و بعد از من حجت خدا بر مردم خواهد بود، و او بهترین فرزند من است، اگر بعد از من زنده ماندی، نزد آن دسته از شیعیان و اهل ولایت من که خواستار شناختن جانشین من هستند، به نفع او شهادت و گواهی بده.»(9)

 

علی بن عبدالله هاشمی گوید:

«من و سایرین – حدود 60 نفر از شیعیان – در کنار قبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله بودیم و امامکاظم علیه السلام در حالی که دست فرزند خود علی را در دست گرفته بودند، به سمت ما آمدند و فرمودند: آیا می‌دانید من که هستم؟ ما گفتیم: ‌شما سرور و بزرگ ما هستید، حضرت فرمودند: نام و نسب مرا بگویید، ما عرضه داشتیم: شما موسی بن جعفربن محمد هستید، حضرت فرمودند: این که همراه من است،‌ کیست؟ گفتیم: علی بن موسی بن جعفر، حضرت فرمودند: پس شاهد باشید که او در حیاتم وکیل و پس از فوتم، وصی و جانشین من است.»(10)

 

عبدالله بن مرحوم می‌گوید:

«از بصره به سمت مدینه می‌رفتم، در بین راه با امام کاظم علیه السلام که به بصره برده می‌شدند، برخورد کردم. حضرت کسی را نزد من فرستادند و من نزد ایشان رفتم. امامکاظم علیه السلام تعدادی کتاب به من دادند و امر کردند که آنها را به مدینه برسانم، سئوال کردم: ‌قربانت گردم! اینها را به چه کسی بدهم؟ فرمودند: «به فرزندم علی» او وصی من است و تمام کارهایم به دست اوست و بهترین فرزندم می‌باشد.»(11)

عبدالله بن حارث که مادرش از نسل جعفر طیار است می‌گوید:

«امامکاظم علیه السلام کسی را به نزد ما (بنی ابوطالب) فرستاده و ما را صدا زدند و فرمودند: آیا می‌دانید برای چه شما را جمع کرده‌ام؟ گفتیم: خیر، فرمودند: گواه باشید که این پسرم علی وصی من است و تمام کارهایم به دست اوست و پس از من جانشین من می‌باشد. هر کس از من طلبی دارد طلب خود را از این فرزندم وصول کند و هر کس که من به او وعده‌ای داده‌ام از او مطالبه کند و هر کس که به ناچار باید خودم را ملاقات کند با نامه و دست خط او به ملاقات من بیاید.»(12)

 

حیدربن ایوب می‌گوید:

«محمدبن یزید هاشمی گفت: الآن، شیعیان، علی بن موسی علیه السلام را امام خود بر خواهند گزید، گفتم: چطور؟ گفت: امامکاظم علیه السلام ایشان را به حضور طلبیده، وصی خود قرار داده‌اند.»(13)

 

حیدربن ایوب گفت:

در شهر مدینه در محلّه قُبا جمع بودیم. محمدبن زید بن علی معمولاً در ساعت معینی نزد ما می‌آمد؛ ولی این بار تأخیر کرد، به او گفتیم: ‌قربانت گردیم! چه چیز باعث شد که تأخیر کنی؟ گفت: امام کاظم علیه‌السلام امروز هفده نفر از سادات از جمله مرا، فراخوانده بود و همگی ما را شاهد گرفت که پسرش علی وصی و وکیل اوست. چه در زنده بودن او و چه بعد از فوتش، و گفتار او (علی) را تماماً در مورد خودش قبول دارد چه به نفع حضرت حکم کند چه بر ضرر ایشان»، سپس محمدبن زید ادامه داد: «حیدر! قسم به خدا که امروز امامت را برای او قرار داد و شیعیان بعد از ایشان به او معتقد خواهند شد.» حیدر گوید: «گفتم: خداوند او را زنده نگاه خواهد داشت، این چه حرفی است!؟ «محمد گفت: «وقتی او را وصی خود قرار داد یعنی امامت را به او واگذار کرده است»،‌ علی بن حکم گوید: حیدر با شک در امامت حضرت رضاعلیه السلام از دنیا رفت.»(14)

 

عبدالرحمن بن حجاج می‌گوید:

«امام کاظم علیه السلام فرزند خود علی را وصی قرار دادند و نوشته‌ای برای حضرت رضاعلیه السلام تهیه کردند و در ذیل نوشته، شصت نفر از بزرگان مدینه را شاهد گرفتند.(15)

 

حسین بن بشیر می‌گوید:

«همان گونه که حضرت رسول صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را در روز عید غدیر خم به امامت معرفی فرمودند، امام کاظم علیه السلام نیز فرزند خود علی علیه السلام را امامقرارداده، فرمودند: ای اهل مدینه، یا فرمودند ای اهل مسجد، این علی، وصی من بعد از من است.»(16)

 

حسن بن علی خزاز می‌گوید:

«به همراه علی بن ابی حمزه به سوی مکه حرکت کردیم، علی بن ابی حمزه با خود کالاها و اموالی را حمل می‌کرد، به او گفتیم: ‌اینها چیست؟ گفت: اینها مال عبدصالح (امام کاظم علیه السلام است که امروز فرموده به فرزندش علی علیه السلام برسانم، چون آن حضرت فرزندش را وصی خود قرار داده است.» مصنف (شیخ صدوق) می‌گوید: «علی بن ابی حمزه بعد از وفات امام کاظم علیه السلام این مطلب را منکر شد و اموال را به حضرت رضاعلیه السلام تحویل نداد.»(17)

 

سلمة بن محرز می‌گوید:

«به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی از فرقه عجلیه به من گفت: چقدر دیگر امید دارید این پیرمرد (منظورش امامصادق علیه السلام) زنده بماند؟ یکی دو سال دیگر خواهد مُرد و دیگر کسی که مایه امید شما باشد نخواهید داشت، حضرت فرمودند: چرا به او نگفتی که این موسی بن جعفر علیه السلام است که برای خود مردی شده است؟(18)

 

اسماعیل بن خطاب گفت:

«امام موسی بن جعفر علیه السلام بارها بی مقدمه شروع به مدح و ثنای فرزند خود علی علیه السلام می‌فرمودند و از فضایل و نیکی ایشان مطالبی ذکر می‌کردند که در مورد دیگران، چنین مطالبی نمی‌فرمودند، گویا می‌خواستند به این ترتیب اطرافیان را به حضرت رضاعلیه السلام توجه دهند.»(19)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- عیون اخبار الرضا، ج 1، شیخ صدوق ص 38.

2- همان، ص 39.

3- همان منبع، ص 40.

4- همان، ص 41-40.

5- همان ص 41.

6- همان، ص 42.

7- همان، ص 43.

8- همان، ص 49.

9- همان، ص 49.

10- همان، ص 50.

11- همان، ص 51.

12- همان، ص 52.

13- همان، ص 52.

14- همان، ص 53.

15- همان، ص 54- 53.

16- همان، ص 54.

17- همان، ص 55.

18- همان، ص 55.

19- همان، ص 56.

منبع: عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق

سایت تبیان



برچسب‌ها: روایت, چهل حدیث از امام رضا علیه السلام, تولد امام رضا
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به وبلاگ یالثارات الحسین می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...